تيم برتون : ساخت Big Fish باعث شد با مرگ پدرم کنار بيايم .
اینکه هالیوود تابه حال چگونه با " تیم برتون " کنارآمده جای بسی تعجب دارد.دیدگاه این کارگردان صاحب سبک نسبت به زندگی چنان شاعرانه وسورئالیسم است که برای هالیوود ناآشنا می نماید وصنعت فیلمسازی غرب بارهاوبارها ثابت کرده که به چهره هایی مانند وی بهای چندانی نمی دهد.
انتخاب لقب نابغه خل وضع برای وی گواهی براین ادعاست.فیلمهای " بیتل جوس" ، " ادوارد دست قیچی " ،" ادوود" و" اسلیپی هالو" نشان می دهند که دنیای " برتون " بی شباهت به داستانهای افسانه ای نیست...
:: شما تا به حال فیلمهای بسیاری را درکارنامه هنری تان ثبت کرده اید با این وجود ازفیلم " ماهی بزرگ" به عنوان شخصی ترین اثرتان نام برده می شود.نظرتان دراین باره چیست ؟
پدرم زمانی درگذشت که این فیلم هنوزجلوی دوربین نرفته بود ازهمین رودرآن زمان به موضوع مرگ بسیارفکرمی کردم .رابطه ای که میان پدروپسروجود دارد یک رابطه معنوی وغیرقابل لمس است ازهمین روتعریف کردن این رابطه برای دیگران دشوارمی نماید.
زمانیکه فیلمنامه "ماهی بزرگ" را دیدم دریافتم که این اثردقیقا آنچه را که من مدنظردارم بیان می کند.ساخت این اثریک روش شگفت انگیزبرای بیان آن احساسات واثرگذاری آن برمخاطب بود.ازسوی دیگربه منزله یک درمان برای من به شمارمی آمد تا آن دوران را پشت سربگذارم وبا مرگ پدرم کناربیایم.
:: با توجه به اینکه خود نیزپدرشده اید شکل جدیدی اززندگی را تجربه می کنید وبه احتمال بسیاراین امربه شما کمک می کند که مرگ پدرتان را راحت ترفراموش کنید.
این امربسیارهیجان انگیزاست. من تمامی مراحل زندگی ام را به گونه ای سپری کردم که مردم تصورمی کردند آدم عجیب وغریبی هستم حالا با پدیده ای به نام پدرشدن مواجه شده ام که به نظرمن عجیب ترین اتفاقی است که می تواند برای یک فرد به وقوع بپیوندد.
دریک کلام باید بگویم که این تجربه شگفت انگیزو باورنکردنی است.اگرمیان رفتن به استودیو ونگهداری ازکودکم می توانستم انتخاب کنم بی تردید نگهداری ازاورا انتخاب می کردم.
:: چه اتفاقی باعث شد که از" ایوان مک گریگور" و" آلبرت فینی " برای یک نقش استفاده کنید؟
من به یکی از فیلم های " فینی " که محصول سال 1963 بود نگاه می کردم وپس ازآن نگاهی به عکس " مک گریگور" انداختم .نمی توانم بگویم که شباهت فیزیکی میان این دوبازیگروجوددارد اما ازنظرروحی به هم شباهت دارند. توضیح این امرکمی دشوارمی نماید.
:: چگونه با شوخ اسکاتلندی" ایوان مک گریگور" کنارآمدید؟
اوازمعدود هنرپیشگانی است که می تواند ازعهده نقشهای طنزآمیزی که ریشه درواقعیت دارند برآید.اوبه این نقشها ، احساسات لازم را می بخشد وآنها را باورپذیرمی کند.
هنرپیشه هایی مانند اوهمواره برای من هیجان انگیزبوده اند چراکه ازعهده تمامی کارها برمی آیند ودرعین حال احساسات خاص را به صورت ایده آل ارائه می دهند.
::شما پس ازفیلم " سیاره میمونها " رویکردی به فیلمهای کوتاه داشتید .آیا نیازبه این آثاررا احساس می کردید؟بله، مدت زمان بسیاری بود که این نوع از فیلمها را تجربه نکرده بودم.زمانیکه استودیو ازشما می خواهد فیلمی را بسازید که نمی توانید آن را دردوجمله توصیف کنید با اثری مواجه می شوید که تنها یک هنرپیشه آن را به پیش نمی برد .
مطلب از باني فيلم ( يک سال و نيم پيش !!!!!! )
مرد آن است که در کشاکش زندگی کش نیاید .